طی چند ماه گذشته تقریبا تمام جنگل‌های کشور با آتش دست به گریبان بوده‌اند. هفته گذشته در ادامه این جریان، دور سوم آتش سوزی جنگل‌های گلستان با وقوع حریق در جنگل‌های ناهارخوران گرگان در حالی آغاز شد که آتش‌سوزی سری اول جنگل‌های گلستان در سال جاری از 26 آبان ماه آغاز شد و در دو سری قبلی در 5 منطقه جنگلی گلستان بیش از 80 فقره آتش‌سوزی رخ داد و بیش از 120 نقطه دچار حریق شد.

به این ترتیب صدها هکتار از بهترین جنگل‌های هیرکانی و خزری گلستان در آتش سوختند. در حالی که هنوز دور سوم آتش‌سوزی‌ها مهار نشده، ساکنان اطراف بیم دارند که باقیمانده جنگل نیز بسوزد و از این ثروت ملی دیگر چیزی باقی نماند. اما تجربه مشابه در سنندج، دالاهو، پاسارگاد، جنگل ابر، ارسباران و ده‌ها منطقه دیگر باعث شده‌اند تا از ابتدای سال تاکنون، تراژدی آتش و دود در اقصا نقاط کشور ما تکرار شود.

در این میان اگرچه آتش‌سوزی گلستان به دلیل طول مدت و گستردگی فاجعه رشدی 8 درصدی در میزان آتش‌سوزی سالانه جنگل‌های کشور را نشان می‌دهد و در نوع خود رکوردی بی‌سابقه بر جای گذاشته، اما این موضوع مشکل امروز و فردا نیست. بنا بر آمار فائو (سازمان جهانی خواربار و کشاورزی سازمان ملل)، ایران سالانه 06/0 درصد از جنگل‌های خود را بر اثر آتش‌سوزی از دست می‌دهد که این میزان معادل 6500 هکتار از جنگل‌هاست.

برای درک بهتر روند از بین رفتن سال به سال جنگل‌های کشور می‌توان به آمار دیگری از فائو درباره مساحت جنگل‌ها و زمین‌های جنگلی ایران اشاره کرد که براساس آن تا پایان سال 1980 میلادی، مساحت جنگل‌های ما 18 میلیون و 43 هزار هکتار برآورد شده، اما آمارهای سال گذشته این سازمان حاکی از آن است که مساحت کل جنگل‌های ایران به 11 میلیون و 75 هزار هکتار کاهش یافته و سهم هر ایرانی از جنگل‌ها به 2/0 هکتار رسیده است، در حالی که سرانه استاندارد جنگل در جهان برای هر نفر 8/0 هکتار است.

در این میان هر چند آمارهای سازمان‌های جهانی از مساحت جنگل‌های ایران با آماری که از سوی سازمان نهادهای مسوول این کشور اعلام شده، متفاوت است، اما تمام این آمارها بر کاهش چشمگیر جنگل‌های ایران در 4 دهه گذشته دلالت دارند. آتش، کاهش رطوبت، خشکسالی، عدم بارندگی مناسب، خشک بودن برگ درختان در فصل خزان و عدم بهره‌برداری از زمین‌هایی با شیب 60 تا 70 درجه در ارتفاعات دست به دست هم داده تا این آتش‌سوزی‌ها که به صورت نقطه‌ای بوده‌اند، پس از مدت کوتاهی در سطحی وسیع گسترش پیدا کنند.

در چنین وضعیتی هرچند در خوشبینانه‌ترین حالت می‌توان علت آتش‌سوزی‌های اخیر را خشکی اقلیم و جنگل‌ دانست، اما از نقش انسان به عنوان عامل شروع آتش‌سوزی و از همه اسفبارتر نبود امکانات لازم برای اطفای حریق با گذشت روزها و هفته‌ها نمی‌توان براحتی گذشت.

آتش‌سوزی تنها یکی از مشکلاتی است که در میان انواع و اقسام مصیبت‌ها، گلستان را با بیش از 450 هزار هکتار وسعت روز به روز کوچک‌تر و نحیف‌تر می‌کند؛ چرا که در طول سالیان اخیر این تنها باقیمانده جنگل‌های خزری و هیرکانی با بی‌مهری‌های فراوان از جمله شکار بی‌رویه وحوش و تعلیف دام روبه‌رو بوده و بویژه احداث جاده باعث قطعه‌قطعه‌شدن زیست‌بوم‌های این منطقه شده و خسارات جبران‌ناپذیری را به آن وارد کرده است.

حقیقت تلخ این است که مدیریت منابع طبیعی در کشور ما ضعیف است؛ چراکه به عنوان مثال در حالی که در کشورهای دیگر نیروی هوایی، برج‌های دید‌بانی و سیستم‌های اطفای حریق وجود دارند، تا قبل از آغاز آتش‌سوزی‌ها سازمان جنگل‌ها و محیط زیست ایران، یک هلیکوپتر هم نداشت تا بتواند با سرعت وارد عملیات اطفای حریق شود.

در چنین شرایطی با تاکید مسوولان مبنی بر سطحی بودن آتش‌سوزی و عدم وجود نگرانی در این مورد، آتش‌ها در دل گلستان پیشروی کردند و حتی درخت‌های کهنسال ارزشمند را بر زمین انداختند. در چنین شرایطی حتی بالگردهایی که روزها پس از آغاز آتش‌سوزی به منطقه اعزام شدند هم نتوانستند در خاموش کردن آتش نقشی ایفا کنند، چراکه ویژه اطفای حریق نبودند و در هر پرواز تنها امکان حمل 3 هزار لیتر آب را دارند که رقم قابل توجهی نیست.

عدم توانایی در مهار آتش‌سوزی‌های پی در پی گلستان در حالی است که به گفته کارشناسان اگر آتش به کمربندها و حریم حفاظتی جنگل‌های سوزن‌برگ و دست کاشت منطقه برسد، این جنگل‌ها به دلیل قابلیت اشتعال بالا بسرعت خواهند سوخت و حاصل سال‌ها تلاش و زحمت از بین می‌رود.

ذخایر ارزشمند سبز کشور

جنگل‌های هیرکانی

این جنگل‌ها نوار سبز شمال ایران از آستارا تا گرگان را پوشش داده‌اند. جنگل‌های هیرکانی را از قدیمی‌ترین مناطق و پوشش‌های گیاهی دنیا می‌دانند. به گونه‌ای که قدمت آن را به دوران ژوراسیک (دوره سوم زمین‌شناسی) منتسب می‌کنند. قدمت بسیار زیاد این جنگل‌ها و نیز گونه‌های منحصر به فرد موجود در آن (برخی گونه‌های اندمیک) باعث شده به عنوان یکی از باارزش‌ترین مناطق جنگلی ایران و دنیا محسوب شود. جنگل گلستان و جنگل ابر دو نمونه از جنگل‌های هیرکانی هستند. جنگل‌های هیرکانی را می‌توان به عنوان یک موزه زنده در نظر گرفت.

 

 

 

 

 

 

 

جنگل‌های ایرانی تورانی

پهنه جنگل‌های ایرانی تورانی بسیار وسیع است و تقریبا تمام ایران را دربرمی‌گیرد. به همین دلیل این جنگل‌ها (که در 2 بخش کوهستانی و دشتی توزیع شده‌اند) اهمیت بسزایی دارند. همه جنگل‌های شمال خراسان، دامنه‌های شرقی زاگرس و جنگل‌های پراکنده درمنه، بادام، پسته وحشی و... مناطق مرکزی ایران جزو این تیپ جنگل محسوب می‌شوند.

 

 

 

 

 

 

 

جنگل‌های کرانه خلیج‌فارس و دریای عمان

جنگل‌هایی کاملا ویژه که نوار ساحلی جنوب ایران را در بر گرفته‌اند. از جنوب خاش تا تمام بخش‌های جنوبی خوزستان شامل این جنگل‌ها می‌شود. در این منطقه بیش از 50 گونه گیاهی اندمیک (اختصاصی) وجود دارد بخصوص گیاه مهرخوش که به دلیل آثار دارویی کم‌نظیرش، برداشت بی‌رویه می‌شود و تا نابودی کامل فاصله چندانی ندارد.

 

 

 

 

 

 

 


جنگل‌های زاگرس

این جنگل‌ها که عمده درختانش بلوط است، از شمال غرب کشور (پیرانشهر و سردشت) آغاز و تا استان فارس (فیروزآباد) ادامه می‌یابد. به دلیل این که جنگل‌ها درکریدور ورودی غربی کشور قرار گرفته‌اند ارزش بسیار زیادی در تنظیم کیفیت هوای ورودی به کشور دارند.

جنگل‌های ارسباران

ارسباران نیز در ردیف جنگل‌های هیرکانی قرار دارد و یکی از 5 رویشگاه جنگلی مهم ایران محسوب می‌شود. تنوع زیستی ارسباران باعث شده این پهنه به عنوان ذخیره‌گاه زیستی (ژنتیکی) به جهانیان معرفی شده و ثبت جهانی شود.

 

 

 

 

 

 


بهاره صفوی