قیمت‌های بازاری ارزش یک درخت راش جنگل‌های هیرکانی را فقط بر مبنای چوب آن محاسبه می‌کنند و بر این مبنا شکی نیست که قطع درختان راش بر حفظ آنها پیشی می‌گیرد.

در سیستم قیمت‌گذاری فعلی ارزش‌های اکولوژیکی درخت راش یعنی کنترل فرسایش خاک، تنظیم شرایط اقلیمی، تولید اکسیژن، جذب دی‌اکسیدکربن و ده‌ها خدمت دیگر اکولوژیکی درخت اصلا به حساب نمی‌آید و نتیجه این قیمت‌گذاری غلط چیزی جز تخریب بیش از پیش جنگل‌ها نیست.

اگر مروری بر اخبار مرتبط با آتش‌سوزی جنگل‌های ایران کرده باشید حتما اشارات مسوولان و توصیفات و توضیحات ایشان را در باب این آتش‌سوزی‌ها خوانده‌اید. نکته بارزی که در این میان بشدت جلوه‌گری می‌کند، ارائه میزان خسارت مالی این آتش‌سوزی‌هاست. اعدادی همچون 500 میلیون ریال و حداکثر 144 میلیارد ریال برای سوختن بیش از 10 هکتار از جنگل‌های ایران.

نکته مهم این است که این اعداد بر چه مبنایی محاسبه می‌شوند؟ آیا این اعداد واقعی هستند؟

بیایید کمی دقیق‌تر به مساله نگاه کنیم. در آتش‌سوزی جنگل‌ها مهم‌ترین چیزی که دچار خسارت شده است درختان هستند. هر درخت چه میزان ارزش دارد؟ برای این که بدانیم ارزش واقعی یک درخت چه میزان است، همچون هر محصول دیگر، باید میزان خدمات آن را بدانیم، ارزش آن خدمات را برآورد کنیم و در نهایت ارزش ریالی آن محصول(درخت) را به دست بیاوریم.

یک درخت بالغ (سن بلوغ درخت کاملا به نوع و گونه آن درخت وابسته است)‌ در طول زندگی‌اش فعالیت‌های متنوعی انجام می‌دهد: تولید اکسیژن، جذب دی اکسید کربن و تثبیت کربن، کنترل فرسایش خاک، تنظیم شرایط اقلیمی و تصفیه آب، کاستن از صداهای نامطلوب محیطی و کاهش آلودگی صوتی، حتی کاستن از آلودگی نوری و بسیاری فعالیت‌های دیگر (به شکل مستقیم و غیرمستقیم)‌ از ارزش‌های این موجودات آرام و خاموش و سبز زیست کره است.

جدا از این که بسیاری از چنین فعالیت‌هایی ذاتا غیرقابل ارزش‌گذاری هستند (مثلا تولید اکسیژن)‌ به هر روی می‌توان برای این فعالیت‌ها معادل صنعتی یافت و بر آن اساس قیمت‌گذاری را انجام داد.

با انجام این کار که آن را ارزش‌گذاری اکولوژیکی می‌نامیم، ارزش یک درخت راش بالغ سالانه بیش از 30 میلیون تومان خواهد بود. (دقت کنید که این عدد سالانه است. به عبارت دیگر هر سال بر میزان این عدد افزوده می‌شود.)‌

باز بر همین اساس ارزش هر هکتار از جنگل‌های خزری بیش از 9 میلیارد ریال برآورد شده است.

البته منظور از محاسبات این نیست که برای قطع یک درخت باید این مقدار پول پرداخت کرد و آن گاه مجوز قطع درخت را دریافت کرد.

مفهومش این است که اگر به هر دلیلی بخواهیم درختی را قطع کنیم (مثلا احداث جاده، سد و...) باید ابتدا برآورد دقیقی از ارزش اکولوژیک آن درخت (یا ناحیه جنگلی)‌ انجام داد و سپس با بررسی ارزش پروژه‌ای که منجر به قطع درختان شده است، تصمیم گرفت که آیا می‌ارزد آن درخت قطع شود؟

به عبارت دیگر آیا ارزش افزوده آن پروژه با هزینه انجام شده (شامل ارزش اکولوژیک درختان)‌ همخوانی دارد؟ این بدیهی‌ترین کار در طراحی و اجرای یک پروژه است که بدون آن اصلا نمی‌توان به عاقلانه بودن رفتار مردان آن پروژه اطمینان داشت.

محمدرضا نوروزی